به علت اينكه در زباله، مواد تجديدناپذير و مفيد زيادي مانند شيشه و آلومينيم وجود دارد كه مانند طلا تجديدناپذير هستند و در صورت از دست دادن آنها، آن مقادير را ديگر نمي‌توان از جاي ديگري بدست آورد، به زباله طلاي كثيف گفته مي‌شود. به مطلبي در اين مورد توجه بفرمائيد:
با نگاهي به نوع و درصد اجزاي سازنده‌ي زباله‌هاي شهري ، درمي‌يابيم كه روزانه مقدار بسيار زيادي از مواد به دست آمده از منابع تجديدپذير و تجديدناپذير را به راحتي دور مي‌ريزيم . صرف نظر از هزينه‌اي كه براي دفع اين زباله‌ها مي‌كنيم ، مواد با ارزشي را از دست مي‌دهيم كه براي توليد بسياري از آنها مقادير هنگفتي انرژي مصرف‌شده است . ما مي‌توانيم با عمل به چهار اصل زير از منابع شيميايي خود محافظت كنيم : 1- بازنگري كردن ( اصلاح پيوسته‌ي عادت‌هاي فردي و اجتماعي در استفاده از مواد يا وسايل ) 2- كاهش‌دادن ( كم كردن ميزان مصرف و جلوگيري از ايجاد زباله ) 3- باز به كاربردن ( استفاده‌ي دوباره يا چندباره از مواد يا وسايل ) 4- بازگرداندن ( جمع آوري و نگاه‌داري مواد يا وسايل براي بازفرآوري آن‌ها ) زباله‌هاي جامد : در زباله‌هاي جامد 1- كاغذ ومقوا يك منبع تجديدپذير و زيست تخريب‌پذير است . 2- مواد پلاستيكي كه از نفت به‌دست مي‌آيند ، تجديدناپذيرند و زيست‌تخريب‌شدن آن‌ها بسيار آهسته‌است . 3- شيشه و آلومينيوم از منابع تجديدناپذيرند. از اين مجموعه ، كاغذ ومقوا ، مواد پلاستيكي ، شيشه وآلومينيوم قابل بازگرداني‌اند. امروزه براي كاهش هزينه‌ي بازگرداني اين اقلام، در كشور ما و بسياري از كشورهاي ديگر از خانواده‌ها خواسته مي‌شود كه به هنگام دور ريختن زباله‌هاي خود ، كاغذ ومقوا ، مواد پلاستيكي ، شيشه وقوطي‌هاي فلزي موجود در آن را به طور جداگانه در ظرف‌هاي ويژه‌اي بريزند كه به اين منظور در سطح شهر نصب شده‌اند . زباله‌هاي پلاستيكي كارخانه‌هاي پلاستيك‌سازي در سراسر جهان به منظور افزايش كيفيت فرآورده‌هاي حاصل از بازگرداني پلاستيك‌هاي پرمصرف ، كدهاي ويژه‌اي را براي هر يك از آن‌ها معين كرده‌اند . اين كد را درون يك مثلث مي‌نويسند و در زير وسايل توليدي خود حك مي‌كنند . تفكيك زباله‌هاي پلاستيكي به كمك اين كدها بسيار آسان‌تر است و سبب مي‌شود كه تنها يك نوع ماده پلاستيكي بازگرداني شود . در اين صورت است كه محصول بازگرداني ، از كيفيت بالايي برخوردار خواهد بود . بازگرداني كاغذ اگر به جاي استفاده از چوب درختان براي توليد كاغذ از كاغذهاي باطله استفاده شود ، 90 درصد در مصرف آب و 50 درصد در مصرف انرژي صرفه جويي مي‌شود . هم‌چنين 75 درصد از آلودگي هوا ، جلوگيري به عمل مي‌آيد . بنابراين ، به صرفه است كه زباله‌ي كاغذ و مقوا را بازگرداني كنيم . در هر حال ، در كشور‌هاي پيشرفته نيز تنها حدود 20 درصد از كاغذهاي باطله بازگرداني مي‌شوند . بنابراين به منظور افزايش طول عمر منابع شيميايي : 1- بايد در الگوهاي مصرف تجديد نظر شود . 2- مي‌توان به‌جاي دور انداختن كالاهاي ساخته‌شده‌اي كه خراب مي‌شوند ، درصدد تعمير آن‌ها برآمد و دوباره آن‌ها را مورد استفاده قرار داد . 3- بايد براي مواد پرمصرف جايگزين پيدا كنيم . البته اين كار به عهده‌ي پژوهشگران و شيميدان‌ها است . مواد جايگزين ، بايد خواصي مشابه مواد پر مصرف داشته باشند و ترجيحا از منابع تجديدپذير به دست آيند . براي مثال ، امروزه رشته نوري به تدريج جاي كابل‌هاي مسي را در شبكه‌ي ارتباطات مي‌گيرند و مي‌توان آن‌ها را جايگزين بسيار خوبي براي فلز كمياب و تجديد ناپذيري مانند ، مس در نظر گرفت . رشته‌هاي نوري پيام‌هاي تلفني را به كمك نور ليزر حمل مي‌كنند . يك جفت رشته نوري به ضخامت موي سر انسان ، پنجاه هزار مكالمه تلفني را به طور هم زمان منتقل مي‌كند . همچنين از سال‌هاي 1970 به اين طرف سراميك‌هاي تازه‌اي توسط مهندسان ساخته شده است كه سختي و استحكام زيادي دارند و در برابر شوك گرمايي و خوردگي مقاومند . مهم‌تر اين كه خواص ياد شده را در دماهاي زياد نيز حفظ مي كنند . اين سراميك بر خلاف سراميك‌هاي متداول و سنتي ، تركيب دقيقا كنترل شده‌اي دارند و در شرايط كاملا معيني به دست مي‌آيند . سختي و دوام اين سراميك‌ها نشان مي‌دهد كه مي‌توانند در بسياري از كاربردها ، جانشين فلزها شوند . در ضمن برخي از اين سراميك‌ها در بيماراني كه از ورم مفاصل رنج مي‌برند ، به عنوان جايگزين ، براي مفاصل به كار برده مي‌شوند . همچنين از اين سراميك‌ها براي توليد تيغه توربين‌ها و قطعه‌هاي الكتروني نيز استفاده مي‌شود .
خاكستر كردن
به فرايند از بين بردن زباله بوسيله سوزاندن آن گويند. اين عمل بيشتر در كشورهاي در حال توسعه انجام مي شود در صورتيكه به علت گازهائي كه در اين روش توليد مي شوند اين روش، جزو اعمال منسوخ شده به شمار مي روند.
از اين پديده براي توليد بخار و نيروي الكتريسيته استفاده مي شود. هرچند بازيافت انرژي از اين طريق بازده مناسبي را نخواهد داشت. در انواعي از دستگاههاي بكار رفته در اين روش، كنترل خوبي جهت كاهش گازهاي خروجي سمي در ساليان اخير صورت گرفته است.
خاكسترهاي حاصل از اين روش سمي است و ممكن است منجر به آلوده نمودن آبهاي زير زميني شود بطوريكه در ساليان اخير مدفون نمودن اين مواد به يك مشكل مهم تبديل شده است. در سال 1990 طي آزمايشهائي كه در آلمان و فرانسه انجام شد و ،طي روشهاي الكتريكي، خاكسترهاي حاصل از اين روش به مواد سود مند در صنايع سيمان تبديل شده است. در تلاشي ديگر اين خاكستر توسط روشهاي شيميائي به مواد پوششي و ديگر مواد مفيد شيميائي تبديل مي شود.
اين روش، روش چندان مناسبي براي زباله محسوب نمي شود، اما مي تواند صرفاً براي زباله هاي بيمارستاني بعنوان يك روش قابل توصيه باشد.
تكنيكهاي بازيافت زباله
رويكرد جديد در استفاده از روشهائي است كه از زباله بعنوان يك منبع قابل استفاده مي نگرد. در اين روش سادگي كار، چندان مورد نظر نمي باشد و بيشتر تاكيد بر روي استحصال بيشتر منابع از زباله م باشد.
تعداد روش مختلف در اين زمانه وجود دارد مثل روشهائي ه مواد استخراج شده و در سيستم و سركش مجدد تولد و مصرف م شود يا قسمتها از زباله ه از لحاظ تولد مالرو بصرفه هستند به الكتريسيته تبديل م شوند. استفاده از زباله بعنوان منابع توليد محصولات جديد و تبديل آنها به مواد قابل اسفاده ديگر در شهرهاي بزرگ، كه از نظر زمينهاي مناسب دفن زباله با مشكل روبرو هستند، مورد استفاده قرار گرفته است. همچنين دانش جديد، ثابت نموده است كه دفن نمودن زباله، با وجود ساده بودن، ولي در دراز مدت به وضعيتي ناپابدار مي انجامد. روشهاي بازيافت و گردش دوباره (بازچرخ) زباله روز بروز پيشرفت مي كند و تكنيكهاي جديد، بوجود مي آيد.
بازچرخ مواد ( Recycling )
اين واژه عبارتست از استفاده مجدد از زباله مثل جمع آوري بطريهاي مستعمل و استفاده مجدد از مواد خامي كه از آنها بدست مي آيد. در كشورهاي پيشرفته متداولترين موارد استفاده از اين روش، عبارتست از: ظروف و قوطيهاي آلومينيومي، فولادي، حلبي، بطريهاي پلاستيكي، شيشه اي ، كارتونها و كاغذهاي مختلف مثل روزنامه. اينگونه وسايل معمولاً از يكنوع ماده ساخته مي شوند و سعي مي شود حتي الامكان از مواد ساده تر در ساخت آنها استفاده شود تا امكان استفاده از آنها با اين روش ساده تر شود.
موادي كه دراين سيستم توليد مي شوند قابل رقابت با مواد دسته اول يا اصلي از لحاظ قيمت هستند. جمع آوري و باز چرخ اين مواد هزينه بالاتري دارد، البته در كشور ما بدليل گران بودن مواد اوليه و اصلي شايد اين روش منتهي به توليد موادي ارزانتر شود. هر چه ما از روشهائي استفاده كنيم كه در آنها نسيت به تفكيك زباله و جداسازي اينگونه زباله ها در مبداء اقدام شود يا ظروف جمع آوري مخصوص تفكيك زباله را بر اساس جنس قرار دهيم، هزينه هاي توليد اينگونه مواد را كاهش داده ايم. در غير اينصورت اين عمل يعني تفكيك، ممكن است توسط دستگاههاي خاص تفكيك بصورت انبوه صورت گيرد.
معمولاً در اين روش موادي توصيه مي شوند كه انرژي كمتر، آب و ديگر موارد كمتر را براي مواد توصيه كنند تا نسبت به توليد مواد دست اول به صرفه باشند. بهعنوان مثال باز چرخ يك تن آلومينيوم دست دوم به صرفه جوئي و ذخيره پنج تن بوكسايت( سنگ معدن) و صرفه جوئي 95 درصد از انرژي كه براي تصفيه آن مورد نياز است منجر مي شود.
توليد كمپوست
زباله اي از مواد غذائي و كاغذ، كه هر دو قابل هضم بيولوژيكي هستند را نيز بگونه اي ميتوان در سيستم بازچرخ وارد نمود. اين موارد مورد هضم بيولوژيك مصنوعي قرار مي گيرند تا به مواد ساده تر تجزيه شده و موجودات بيماريزاي آن نيز كشته شوند. مواد حاصل از آن پس از طي فرآيند هضم بعنوان مالچ يا كمپوست در كشاورزي و بعنوان كود آلي گياهي مورد استفاده قرار گرفته و بدين گونه در سيستم بازچرخ وارد مي شوند.
روشهاي مختلفي براي توليد كمپوست وجود دارند كه از روشهاي توليد كمپوست بسيار ساده از برگ درختان تا روشهاي كالاً اتوماتيك پيشرفته در كارخانه هاي كمپوست تنوع دارند. اين روشها به دو دسته كلي هوازي و بيهوازي تقسيم بندي مي شوند هر چند كه در اكثر موارد مخلوطي از اين روشها مورد استفاده قرار مي گيرد.
در روش هوازي بطور متناوب يا پيوسته هوادهي صورت مي گيرد ولي در روش بيهوازي هوادهي صورت نمي گيرد كه در نتيجه منجر به توليد گازهائي مثل متان مي شود و اين گاز بعنوان منبع انرژي مورد استفاده قرار مي گيرد.
تجزيه گرمائي و گازدهي
اين دو روش، تكنيكهائي هستند كه به روش گرمادهي مواد، زباله ها را با اكسيژن محدودي به خاكستر تبذيل مي كنند. اين واكنش در يكسري ظروف و وسايل دربسته تحت فشار انجام مي شود. مزيت اين روش نسبت به سوزاندن و خاكستر كردن كه قبلاً بيان شد، اين است كه انرژي بيشتري بازيافت و مورد استفاده مجدد قرار مي گيرد.
در اين روش، زباله جامد به موادي جامد، مايع يا گازي تبديل مي شود. اين مواد گازي يا مايع توليدي، مي توانند بعنوان منبع انرژي سوزانيده شوند يا به ساير محصولات تبديل شوند. ماده جامد باقيمانده نيز مي تواند طي مراحل بعدي تصفيه، به كربن فعال تبديل شوند.
گازدهي هم براي تبديل مستقيم مواد آلي به گازهاي مركب از مونو اكسيد كربن و هيدروژن ( تركيب با هم) استفاده مي شوند. اين گاز در مراحل بعدي براي توليد الكتريسيته و بخار آب سوزانيده مي شود.